رمزگشایی از بهانه اخیر رژیم اسرائیل برای حمله به غزه

با کشته شدن دست‎کم سه فلسطيني در دور ديگري از حملات موشکي رژیم اسراييل به نوار غزه، شمار تلفات فلسطينيان در حملات دو روز گذشته رژيم اسرائيل، به 16 نفر رسيده است، این در حالی است که علاوه بر این 16 تن ، 5 نفر از افسران امنیتی مصر در مرز غزه و مصر نیز بر اثر این عملیات کشته شده اند .

yaum al quds (click to view)


به گزارش «تابناک» رژيم اسراييل روز پنجشنبه بلافاصله پس از کشته شدن هشت اسرائيلي در نزديکي بندر تفريحي ايلات در درياي سرخ ، حملات هوايي‎اش را در سرزمين‎هاي اشغالي آغاز کرد. مقام‎هاي رسمي اسرائيلي ، ادعا مي کنند گروه شبه نظامي مستقر در غزه موسوم به کميته مقاومت مردمي در حملات روز پنجشنبه دخالت داشته است. اسراييل مدعي است عاملان اين حمله، از مرز نوار غزه تحت کنترل حماس، به داخل مناطق مورد حمله قرار گرفته شده، نفوذ کرده‎اند و اين درحالي است که کميته مقاومت مردمي  هرگونه دخالت در اين حمله را تکذيب مي‎کند.

بر اساس این گزارش ، موضوع حملات اخیر رژیم صهیونیستی به مرز غزه و مصر بر اساس سناریوی پبچیده تری است چرا که عوزي دايان، رئيس سابق شوراي امنيت ملي رژيم اسرائيل گفته است که ، زمان آن فرا رسيده است که توان فعاليت در شبه‌جزيره سينا را به ارتش اسرائيل باز گرداند.

وي در مصاحبه با کانال 7 اسرائيل افزود: "يک هفته پيش بارئيس ستاد کل ارتش در اين باره گفت‌وگو کرديم. وارد جرئيات نمي‌شوم. تنها مي‌گويم که از جنبه نظامي و امنيتي ما بايد براي ورود به دوره جديد آماده شويم." 

وي سپس گفت: "اسرائيل به دنبال توافق صلح با مصر است اما از سوي ديگر مساله اصلي براي تل‌آويو دفاع از اسرائيلي‌ها ‌است و اين رژيم نمي‌‌خواهد امنيتش به خطر بيفتد." وي افزود: "بنابراين بايد پاسخ شديدتر داد و به دنبال خرابکاران رفت." عوزي دايان همچنين خاطرنشان کرد: "بايد از مصر خواست امکان دخالت نظامي در سينا را فراهم کند." 

بر این اساس سناریوی اصلی رژیم صهیونیستی اعمال فشار بیشتر به حکومت نظامی مصر برای بازگذاشتن دست آنان در صحرای سینا و همچنین بستن مجدد گدرگاه رفح است ، موضوعی که احتمالا حکومت نظامی مصر به آن تن خواهد داد. 

ghaza (click to view)

 


اين در حالي است که، تظاهرات مصري‎ها و تجمع آنان در مقابل سفارت اسرييل در قاهره پايتخت مصر که در اعتراض به کشته شدن دست‎کم پنج افسر امنيتي مصر در حملات اسرائيل به مرز غزه اتفاق افتاده، ادامه دارد. اما در همین حال "ایتسحاق لیوانون" سفیر رژیم اشغالگر در قاهره در نخستین واکنش به تظاهرات گسترده مصری ها مقابل ساختمان سفارت این رژیم، تاکید کرد که قاهره را ترک نمی کند، و تا هنگامی که از سوی وزارت امورخارجه اسرائیل دستوری به او نرسد، به کار خود ادامه خواهد داد.

«یوانون » در تماسی تلفنی با کانال 10 تلویزیون رژیم اشغالگر، گفت که فعلا قصد ندارد مصر را ترک کند.وی با این حال از مسئولان مصری خواست نیروهای امنیتی خود را اطراف سفارتخانه این رژیم افزایش داده، و از ورود تظاهرکنندگان به آن جلوگیری کنند.

افشای توطئه‌های خزنده دولت باکو برای تجزیه ایران - آذربایجان در توهم

پس از تذکرات سرلشکر فیروزآبادی در زمینه ضرورت رعایت حقوق مذهبی تاریخی ایرانی تباران آن سوی ارس، دولت باکو تبلیغات ضد ایرانی خود را وسعت بیشتری بخشیده و حمله همه جانبه رسانه‌های همگانی باکو علیه ایران و ایرانیان ابعاد تازه‌ای یافته است.

به گزارش «تابناک»، چندی است، سران باکو در نشست‌های مشترک با مأموران رژِیم صهیونیستی و آمریکا به توافق رسیده‌اند که زمینه‌های اختلاف افکنی قومی در آذربایجان ایران را هر چه بیشتر تشدید کنند که دستگیری چندین نفر از مزدوران باکو در هفته‌های اخیر موید این تحرکات است.

بنا بر این گزارش، به تازگی دولتمردان باکو، با تقویت مواضع ایران ستیزانه خود، تحرکات گسترده‌ای را در مناطق آذربایجان واقعی به مرکزیت تبریز تدارک دیده‌اند که از آن جمله می‌توان به انتشار گسترده بیانیه‌ها و نیز کتاب‌های تحریف شده تاریخی در آذربایجان ایران، در راستای تفرقه افکنی بین آذری‌های غیرتمند ایرانی اشاره نمود.

پیشینه اقدامات ضد ایرانی دولتمردان آن سوی ارس

اران و شروان تاریخی شامل باکو، دربند، گنجه، شوشی و... پس از قرارداد شوم گلستان در 1813 میلادی به اشغال روسیه درآمد و پانزده سال بعد هم با قرارداد ننگین «تركمانچاي» که در سال 1828 ميلادي به امضا رسید، ایروان، نخجوان و بخش‌های شمالی تالش نیز از ایران جدا و به قلمرو روسيه تزاري افزوده شد.

در فاصله سقوط نظام امپراتوري روسيه و استقرار نظام جديد كمونيستي و به ویژه با وعده لنین، مبنی بر الغای قراردادهای استعماری دوره تزاری (از جمله قراردادهای گلستان و ترکمانچای) نخستین فرصت تاریخی براي بازگشت ایران شمالی به میهن عزیز ما فراهم آمد، ولي در غفلت سران بي‌كفايت قاجار براي بازپس‌گيري اين منطقه، اين ميدان، عرصه تاخت و تاز امپراتوری عثماني قرار گرفت و گروهي از انديشمندان و آزاديخواهان قفقازي، با حمايت و پشتيباني قدرت‌هاي منطقه‌‌اي، حكومتي با نام جمهوري آذربايجان در منطقه اران و شروان تاريخي راه‌‌اندازي كردند.

نامگذاري يكباره اين منطقه به نام يكي از بزرگترين و مهمترين ولايات ايران از همان آغاز، شايبه توطئه چشمداشت به سرزمين‌هاي ايراني را براي انديشمندان ايراني به همراه داشت، به گونه‌اي كه بلافاصله با واكنش‌هاي تند همراه با نگراني بزرگان ميهن‌دوستی چون ملك‌الشعراي بهار و علامه دهخدا روبه‌رو شد.

با تشكيل حزب فاشیستی پان‌تركيست با نام «كميته مساوات» در باكو، فعاليت‌هاي ضدايراني دولت باكو با حمايت دولت عثماني شكل جديدي به خود گرفت. با اين حال، سران اين حزب كه در آغاز فعالیت‌های خود به دنبال يافتن جايگاهي منطقه‌اي بودند، در آغاز حکومتی را در اران و شروان تاریخی با نام جعلی جمهوری دمکراتیک آذربایجان تشکیل داده و با عوام‌فريبي كوشيدند، نگراني ايرانيان را براي اطلاق نام جمهوري آذربايجان به اران و شروان تاریخی بي‌مورد نشان دهند.
 

محمد امین رسول زاده، نخستین رئیس جمهوری ضد ایرانی باکو که نام اران و شروان را به جمهوری آذربایجان تغییر داد
 
بنابراین، محمدامين رسول‌زاده، از سران كميته مساوات باکو، در پاسخ به اعتراض ايرانيان در 92 سال پيش نوشته است: «... از ما چرا ظنين هستيد؟ بايد تصور كنيم چنين گمان كرده‌اند كه از گرفتن نام آذربايجان ـ كه نام يك ولايت ايران است ـ به مسماي آن [منظور آذربايجان واقعي در ايران] نيز ما چشم داريم... دعوي مختاريت آذربايجان به هيچ وجه به جنوب ارس راجع نيست. باز بالفعل اين را اثبات مي‌كنيم...» (روزنامه ايران، شماره439 تاريخ 26 ثور (اردیبهشت 1298 خورشيدي)

اما رخدادهای تاریخی سال‌های پس از آن، نشان داد كه رهبران ضدايراني باكو از اين تغيير نام، تنها و تنها هدف توسعه‌طلبانه و جدايي آذربايجان واقعي از ایران را با نام جعلي و ساختگی آذربايجان جنوبي در سر مي‌پرورانده‌اند و در واقع بر خلاف ادعاهاي رسول‌زاده، پیش بینی‌های امثال دهخدا و ملک الشعرای بهار درست از آب درآمد و تاریخ اثبات کرد که آنها: «بالفعل اثبات كردند» كه با جعل نام آذربايجان به «مسماي» آن، یعنی معنا و مفهوم تغییر نام آذربایجان نیز چشم داشته‌اند.
 
از سویی، سران باکو در سال‌های پس از فروپاشی شوروی در ژانويه 1991 هم همواره از هر ترفندی برای تفرقه افکنی میان ملت بزرگ ایران از سویی و ایجاد خط جدایی بین ایرانیان و مردم ایرانی تبار شمال ارس فروگذار نکرده‌اند، چنانکه در کتاب درسی چهارم دبستان، دولت باکو به دروغ ادعا کرده است، پانصد سال پیش کشوری به نام آذربایجان! بوده که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند و ایرانیان که از زمان کوروش به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند، با همدستی روسیه آن را به دو نیم بخش کرده‌اند!

همچنین در کتاب‌های درسی دولت باکو، افزون بر اینکه از دوره چنگیز و تیمور به عنوان دوران طلایی تاریخ یاد شده، به 9 استان ایران ادعای ارضی شده و حتی جالب این که مازندران و گیلان هم جزو کشور دروغین تاریخی آذربایجان به مرکزیت باکو به شمار آمده اند!

نیز در کتاب‌های درسی و رسمی «هنر» در جمهوری آذربایجان همه هنر ایران، آذری فرض و تعریف شده و حتی شاعران پارسی گوی چون خاقانی و نظامی گنجوی (که بنا به تصریح خود شاعر، زادگاهش روستای «تا» در تفرش است) و خواجه نصیرالدین طوسی نیز ترک فرض شده‌اند.

برنامه راهبردی دولت باکو برای تجزیه ایران

بر پایه طرح راهبردی سیاست ضد ایرانی سران باکو، دامن زدن به اختلافات زبانی و گویشی منطقه آذربایجان تاریخی در رأس برنامه‌های لابی صهیونیستی پان ترکیسمت‌ها قرار گرفته که رئوس برنامه‌های بلندمدت دولتمردان ضد ایرانی باکو به قرار زیر است:

1 ـ دامن زدن به تنوع زبانی موجود در ایران در راستای اختلاف افکنی بین ملت یکپارچه ایران در پوشش به اصطلاح هویت طلبی و دفاع از زبان آذری.

2 ـ توهین و فحاشی همه جانبه به هویت ایرانی، زبان ملی فارسی و تاریخ و فرهنگ ایرانی و ادعای ترک تبار و غیر ایرانی بودن آذری زبانان ایران و افتخار ورزیدن به چنگیز و تیمور و مغول.

3 ـ دامن زدن به طرح خواست فدرالیسم برای ایران بر مبنای تنوع زبانی موجود در ایران به عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه ایران. با ژرف نگری در نیات دشمنان ضد ایرانی آن سوی ارس در تبلیغات ضد ایرانی برای تنوع زبانی در ایران، می‌توان به خوبی به اهداف بلند مدت تجزیه طلبان که همانا فراهم آوردن مقدمات تجزیه ایران در راستای یوگوسلاویزه کردن ایران است، پی برد. فراموش نکرده ایم که تجربه تجزیه در دیگر کشور‌ها را که بر همین مبنا شکل گرفت: سیستم اتحاد جماهیر شوروی (و تقسیم به پانزده کشور مستقل)، حکومت فدرال یوگوسلاوی (و تقسیم به شش کشور مستقل که کوزوو هم جدیدترین و هفتمین آن بوده است)، چکسلواکی (تقسیم به دو کشور چک و اسلواکی)، اتیوپی (و جدایی اریتره) و در مورد اخیر تجزیه سودان به دو بخش شمالی و جنوبی.

4 ـ مرحله پایان: جدایی آذربایجان تاریخی از ایران و الحاق آن به اران و شروان تاریخی (با نام جعلی جمهوری آذربایجان)

بنا بر آموزه‌های تحریف شده ضد ایرانیان آن سوی ارس که پیشینه تاریخی جدایی هفده شهر قفقاز از ایران را تعمدا از یاد برده‌اند، چون به زعم آنان مردم آذربایجان به زبان ترکی آذری صحبت می‌کنند، پس از نظر نژادی، هیچ ارتباطی با دیگر مردم ایران ندارند، غیر ایرانی بوده و جزو ملت ترک هستند! بنابراین، با این تحلیل غیر منطقی، همه کشور‌های آفریقایی فرانسوی زبان باید خود را ملت فرانسه و همه مردم انگلیسی زبان گوشه و کنار دنیا، باید خود را ملت انگلیس بدانند!

به زعم تجزیه طلبان مورد حمایت باکو، هر یک از اقوام ایرانی با هر زبان و گویش محلی، یک ملت هستند که نژاد جداگانه‌ای دارند. بنا بر این تعریف، مردم مازندران یک ملت! گیلانیان یک ملت دیگر، مردم لر ملتی جدا و برای دیگر زبان‌های رایج در ایران نیز ملت‌های متعدد تعریف شده است.

بنا بر این تعاریف غیر علمی و غیر تاریخی، چون زبان آذری به ترکی استانبولی نزدیک است،نتیجه می‌گیرند مردم آذربایجان از نظر نژادی ایرانی نیستند و نژاد ترکی دارند و پیشینه نژادی آنها، آلتایی اغوزی و مغولی است!

با این نگرش وارونه است که این به اصطلاح هویت طلبان تجزیه طلب، به خود حق می‌دهند نشان‌های ضد دینی مغولی «بوزگورد» ـ گرگ خاکستری ـ را به کار گیرند و همزمان از هر گونه توهین و بی احترامی به هر آن چه مربوط به ایران، نژاد آریایی، تمدن کهن ایران، زبان ملی فارسی، شخصیت‌های تاریخی ایران زمین فرو گذار نکنند و در این میان، با کمال تأسف، به تازگی حتی از توهین به شاهنامه فردوسی و تحریف نام خلیج فارس نیز فرو گذار نمی‌کنند.

بنابراین و با این پیش فرض سراسر دروغین و جعلی، ملت ایران و کشور ایران از هیچ گونه هویت تاریخی برخوردار نیست و فارسی زبانان دشمنان قسم خورده ترک‌ها هستند(!) و باید زبان‌ها و گویش‌های رایج در ایران را به مجموعه‌ای از ملت‌های گوناگون بازتعریف کرد، تا پس از آن با جا انداختن سیستم فدرالیسم قومی در فرصت مناسب، اقدامات عملی تجزیه ایران صورت پذیرد. این تفرقه افکنی زبانی و در نتیجه تفرقه ساختگی قومی در ایران هیچ پایه و اساسی ندارد، چرا که پیوند‌های خانوادگی قومی میان فارس زبانان با آذری‌ها، کردها، گیلکی‌ها و.. آنچنان هویت ملی ایرانی را در هم تنیده که جداپذیری را به حداقل رسانده است.

حال این پرسش باید پاسخ داده شود که همچون منی که پدرم کرد، مادرم آذری و مادر بزرگ مادری من مازندرانی بوده است، در چه دسته بندی ابداعی فدرال خواهان باید قرار گیرم؟!

مرز کشیدن و ملت سازی در ایران به بهانه تنوع زبانی موجود در ایران، برنامه‌های پرهزینه و بلند مدت ایجاد خاورمیانه جدید توسط دولت آمریکا و موسساتی چون «امریکن اینتر پرایز» و حمایت‌های بی پروای سیاستمداران آمریکایی همچون «مایکل لدین» از تجزیه طلبان ایرانی، سخنان «صدام» و «طارق عزیز» در آغاز جنگ هشت ساله که رسما بیان کردند: «برای ما پنج ایران کوچک، بسیار بهتر از یک ایران بزرگ است».

اعلام رسمی سران رژیم صهیونیستی که بار‌ها گفته‌اند، چند ایران کوچک برای ما بهتر از یک ایران بزرگ است، نقشه‌های فاش شده ایران تجزیه و تهیه شده توسط «برنارد لوییس» انگلیسی، نقشه‌های منتشره جدایی آذربایجان و کردستان و خوزستان و بلوچستان ایران توسط «رالف پیترز»، اقدامات اطلاعاتی و امنیتی پشت پرده اسراییل و آمریکا در جوار مرز‌های شمال غربی ایران و محدودیت‌های توجیه ناشدنی علیه ایرانی تباران شمال ارس، همه تأییدی است بر زنگ خطری که برای تمامیت ارضی ایران به صدا درآمده است.
 

تنوع قومی زبانی در اران و شروان تاریخی

در پایان نکته قابل توجه این که سران باکو با دامن زدن به ادعاهای ضد ایرانی به بهانه دفاع از آذری زبانان ایرانی خود بیشتر متضرر خواهند شد، چرا که در جمهوري موسوم به آذربايجان با كمتر از هشت ميليون نفر جمعيت (بر پایه آمار دولتی) تنوع زبانی گسترده‌ای هست و در مقابل، تنها سه و نیم میلیون نفر آذری یک میلیون و پانصد هزار نفر تالشی و صدها هزار مردم لزگی، ارمنی، کرد، روس و.. هم هستند که بر این اساس، هر یک از آنان نیز از حق تعیین سرنوشت و جدایی از دولت باکو برخوردار خواهند بود.

بازتاب خارجی «پاسخ ایران پشيمان‌كننده است» احمدي‌نژاد

دکتر محمود احمدي‌نژاد، رییس جمهور کشورمان، شنبه شب در یک گفت وگوی زنده با شبكه تلويزيوني «راشا تودي» روسيه، درباره موضوعات گوناگونی سخن گفت که به دنبال آن بسیاری از روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی و خارجی به بازتاب سخنان او پرداختند.

به گزارش «تابناک»، روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در خبری نوشت: رییس جمهوری ایران در مصاحبه با شبکه خبری روسیه و درباره حمله نظامي رژيم صهيونيستي به جمهوري اسلامي ايران هشدار داد كه پاسخ ايران، پشيمان‌كننده خواهد بود، ولی ابراز امیدواری کرد که چنين روزي هیچگاه پيش نيايد.

روزنامه «جرزالم پست» نیز در واکنش به سخنان محمود احمدی نژاد، گزارش داد: رییس جمهوری ایران، روز یکشنبه با پذیرفتن احتمال حمله اسراییل و آمریکا به کشورش، پاسخ ایران به این حمله را پاسخی قاطعانه خواند و گفت: «رژيم صهيونيستي براي تهديد، تهاجم و تأمين منافع غرب تأسيس شده و موجوديت اين رژيم به ترور، اشغال، تجاوز و كشتار بستگي دارد».

روزنامه «دیلی تلگراف» نیز با بازتاب دادن بخش هایی از سخنان رییس جمهوری کشورمان، نوشت: محمود احمدی نژاد با رد خبرهایی مبنی بر بروز برخی اختلاف نظرها با رییس جمهوری روسیه، تصریح کرد: ايران و روسيه راهکار‌هاي مشتركي براي حل مشكلات جهانی دارند.

این روزنامه در ادامه افزود: او این سخنان را در حالی بیان داشت که گفته می شود، «نیکولای پاتروشوف»، دبیر شواری امنیت ملی روسیه، قرار است برای گفت وگوهای دو روزه وارد تهران شود.

خبرگزاری «بلومبرگ» نیز با انتشار گزارشی از سخنان احمدی نژاد، به نقل از او نوشت: نیروگاه بوشهر در زمان بندي مشخص راه‌اندازي خواهد شد.

این خبرگزاری افزود: رییس جمهوری ایران پیش بینی کرد، این نیروگاه تا پایان سال جاری راه اندازی خواهد شد، این در شرایطی است که «سرگی ریابکوف»، معاون وزیر خارجه روسیه، ماه گذشته بهره برداری از این نیروگاه را ماه آگوست اعلام کرده بود.

خبرگزاری روسی «ریانووستی» نیز به نقل از محمود احمدی نژاد گزارش داد: نيروگاه بوشهر امروز در مرحله راه‌اندازي است و طرف روسي اعلام كرده تا پايان امسال در چند مرحله به طور كامل راه اندازي خواهد شد.


 به نوشته این خبرگزاری، روسیه بنا بر یک توافقنامه دو طرفه و تأیید IAEA این نیروگاه را راه اندازی، سوخت آن را تأمین و در دو تا سه سال آینده، سوخت مصرفی را از این کشور خارج و کنترل آن را کامل به ایران واگذار خواهد کرد.

خبرگزاری «فرانسه» نیز با اشاره به سخنان رییس جمهوری کشورمان، مبنی بر این که ساخت سلاح هسته، هدر دادن سرمایه است، نوشت: احمدی نژاد در شرایطی به دنبال تقویت هر چه بیشتر روابط خود با مسکو است که روسیه نیز در مقابل، با محکوم کردن تحریم های غرب تلاش کرد سطح فشارها بر تهران را تا اندازه ای متعادل سازد.



مخوف ترین طرح امنيتي آمريكا در خاورمیانه چگونه لو رفت - جزئيات عمليات نيلوفرآبي

به گزارش گروه بين الملل مشرق، يك پايگاه خبري صهيونيستي، بتازگي از بزرگترين طرح امنيتي ـ نظامي آمريكا خبر داده كه از بيش از 10 سال قبل عليه سوريه و براندازي دولت اين كشور طراحي شده بود که اجراي اين طرح مختص به سوريه نيست و اجراي آن در بسياري از كشورهاي ديگر نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس جزئيات اين گزارش كه از سوي يك منبع ارشد امنيتي فاش شده است، ماجرا از اين قرار است که سوري‌ها موفق شده‌اند عمليات پيچيده آمريکا عليه اين کشور موسوم به عمليات "نيلوفر آبي" را كشف كرده و ضربات جبران ناپذيري به آمريكايي‌ها وارد كنند.
 بر اين اساس بعد از افشاي شكست اين طرح آمريكا پيامي به فرماندهي عمليات در سوريه ارسال كرد كه به اين عمليات پايان دهد و جاسوسان را از اين كشور خارج كند اما با جواب عناصر اطلاعاتي سوريه مواجه شد كه مي‌گفتند عمليات به پايان رسيده است.

کوچکترین نیلوفر آبی دنیا !

كشف اين عمليات كه با خشم مقامات كاخ سفيد همراه شده، مشكلات زيادي براي آمريكايي‌ها ايجاد كرد، با قرار گرفتن پيشرفته‌ترين دستگاه‌هاي ارتباطي جاسوسي آمريكا در دست سوري‌ها، هزاران جاسوس آمريكا در سراسر جهان تهديد شدند، از سوي ديگر گفته مي‌شود كه سوري‌ها گزارش‌هايي را به ايران فرستاده‌اند كه منجر به بازداشت 30 جاسوسي آمريكايي در ايران طي يك مرحله شده است.
 همچنين يك سامانه تلفن همراه محرمانه در لبنان كه براي جاسوسي عليه سوريه طراحي شده بود، نيز كشف شده و يك جاسوس آمريكا در روسيه نيز به همين ترتيب شناسايي شد.
اين گزارش مي‌افزايد كه به علت قدرت سوريه در انهدام اين سامانه بود كه روسيه و چين در شوراي امنيت به دفاع از اين كشور پرداختند تا بتوانند به يكي از اين دستگاه‌ها دست يافته و اطلاعات موجود در آن را تحليل كنند. اين در حالي است كه آمريكا نيز پيشنهادهاي زيادي را به مقامات سوري داده‌اند تا بر اساس سياست هويچ و چماق اين دستگاه‌ها را از دست سوري‌ها بگيرند، البته سوري‌ها به خوبي به ارزش واقعي اين سامانه واقف هستند.
اين مقاله در ادامه به تشريح اين عمليات پرداخته و مي‌نويسد كه اين عمليات با نام نيلوفر آبي از سال 1999 و با هدف براندازي نظام سوريه و تقسيم آن به چند كشور كوچك و ايجاد جنگ طايفه‌اي در آن آغاز شده است، بر اين اساس رسانه‌هايي كه براي اجراي اين طرح انتخاب شده و به دوستي با سوريه قبل از اجراي آن مأمور شده‌اند، الجزيره، الجديد و روزنامه الاخبار هستند، رويترز، العربيه، بردي اورينت، بي بي سي و سي ان ان نيز در اين عرصه به رسانه‌هاي فوق كمك مي‌كنند.
كشورهاي عضو ناتو از جمله تركيه و برخي كشورهاي عربي نيز از اجرا كنندگان اصلي اين برنامه هستند، هدف غير مستقيم از اين طرح تقسيم خاورميانه بر اساس نقشه خاورميانه جديد است و از سوي ديگر مي‌خواهد كه تعداد مسلمانان در اطراف اسرائيل را تا حد ممكن كاهش داده و آنها را در موضع ضعف قرار دهد.
 
مراحل اجرايي عمليات
 
ايجاد جنگ طايفه‌اي در منطقه ساحل ميان طايفه‌هاي سه‌گانه اين منطقه به گونه‌اي كه مسيحيان را به سوي لبنان، سني ها را به سوي حمص و حماه و حلب بكشاند تا دولت علوي‌ها را در اين منطقه ايجاد كنند. ايجاد عمليات مسلحانه در اين منطقه و قتل تعدادي از اين افراد به بهانه‌ها و شعارهاي ديني قيام علوي‌ها عليه اقليت سني در سوريه را آغاز كرده و آنها را از منطقه الساحل خارج كنند.
در مرحله دوم امارتي اسلامي در حمص و حماة كه احتمالاً تا دمشق امتداد مي يابد، تشكيل مي شود و بر اين اساس با ادامه كشتارهاي ديني و عمليات تروريستي اقليت‌هاي مسيحي به لبنان و اقليت‌هاي سني به ساحل مي روند.
مرحله بعدي اين عمليات آغاز تشكيل امارت مستقل اسلامي در "درعا"ست، در اين مرحله نيز بخشي از ساكنان درعا را به سوي اردن سوق مي‌دهند تا در آينده، اين كشور نيز بر اساس طرحي بزرگتر هدف طرح تشكيل دولت دروزي‌ها  قرار بگيرد و در ادامه جنگ ميان دو دولت ايجاد شود.
جنگ‌افروزي ميان اين دولت‌هاي كوچك باعث مي‌شود تا اسرائيل به عنوان تنها دولت دموكراتيك در ميان آنها باقي بماند، بر اين اساس باقي فلسطيني‌هاي ساكن اسرائيل كوچ داده مي شوند تا اسرائيل خود را دولت يهودي در فسطين اشغالي بنامد.
توسعه اين تقسيم كه شامل اردن و عراق و لبنان نيز مي‌شود، مي تواند اردن  و لبنان را به جايگاهي براي اسكان آوارگان فلسطيني تبديل كند و آنها را نيز بر اساس تنوع طايفه‌اي خود به كشورهاي كوچكي تبديل نمايد.

اخبار كوتاه سوريه؛ آمريكا وسائل جاسوسي در سوريه توزيع كرد

اين طرح مي‌خواهد مسلمانان را در اطراف اسرائيل كاهش داده و تعداد مبارزان آنها را به كمتر از سه ميليون نفر برساند تا در آينده‌ي نزديك و حداقل در 50 سال آينده آنها نتوانند تغييرات اساسي در روند مردم شناسي اين منطقه ايجاد كنند.
هدف قرار دادن علماي اهل تسنن و تبديل كردن سني‌ها به پيروان وهابيت از ديگر برنامه‌هاي اين طرح گسترده است، آمريكا به اين ترتيب مي‌خواهد زمام قدرت سني‌ها را به عربستان سعودي دهد و در اين راستا ارتشي ‌از شيوخ را نيز براي انجام عمليات قتل و ترور ترتيب داده است، آمريكا مي‌خواهد با تقسيم كردن اين كشورها به دولت‌هاي كوچك اينگونه وانمود كند كه عربستان يگانه راه نجات آنها به شمار مي‌رود.
اين عمليات با اهدافي كه در بالا اشاره شده با مشاركت بيش از 5000 سوري آغاز شد كه علاوه بر اينها سه هزار فرد غيرسوري نيز در آن شركت داشتند، اين افراد از راه‌هاي مختلف از جمله سفارتخانه‌هاي اين كشور جذب شده و در اين راستا سفارت آمريكا در اقدامي عجيب از سال 1999 ميلادي به مدت دو سال به اعطاي مجوز اقامت در آمريكا به اتباع سوري دست زد، آمريكا به اين ترتيب موفق شد تا نيروهاي خود را از ميان افراد متقاضي اقامت در آمريكا جذب كند.
بر اساس اين گزارش از سال 2004 ميلادي، قطر نيز تعدادي مزدور از ميان سوري ها جذب كرد؛ در لبنان و اردن و عربستان سعودي و امارات نيز تلاش مشابهي صورت گرفت تا تعداد كل مزدوران به پنج هزار نفر برسد، تعدادي از اين افراد كساني بودند كه به علت جرم‌هاي مختلف از جمله قاچاق از دست دستگاه قضايي سوريه فرار مي‌كردند.
اين عمليات با زيركي خاص و با ترويج شايعات در سوريه آغاز شد و به اين ترتيب موفق شد تا مردم را به خيابان‌ها بكشاند، كنترل روند تظاهرات در سوريه از طريق انجام برخي ترورها و كشتار مردم و تجاوز‌هاي جنسي ادامه پيدا كرد و از طرف مقابل فتنه انگيزي ميان ارتش و نيروهاي امنيتي و مردم ديگر حربه‌اي بود كه دراين زمينه مورد استفاده قرار گرفت.
سخنراني هاي فتنه انگيزانه برخي افراد وابسته به آمريكا و شعارهاي آمريكا در مورد ضعيف شدن سوريه و احتمال سقوط اين كشور بخش ديگري از اين سناريو بود و رسانه‌هاي همراه با اين طرح نيز به صورت مستمر عملكرد خود را در قبال اتفاقات سوريه به اجرا گذاشتند. در راستاي تحت پوشش قرار دادن تمام اتفاقات سوريه اين رسانه‌ها بيش از 15 هزار نفر را در تمام نقاط سوريه اجير كرده بودند.
اين عمليات را 18 كليد امنيتي اصلي آمريكايي در خاك سوريه اداره مي كرده و افسران ارشدي از كشورهاي عربي شامل امارات و اردن نيز در آن حضور داشتند، چند مستشار صهيونيست و تعداد ديگري از افسران عرب و اروپايي نيز در روند فرماندهي اين عمليات شركت كرده بودند.
براي اين عمليات چند شبكه ارتباطي از جمله ارتباط ثابت و تلفن همراه و ماهواره‌هاي صنعتي تدارك ديده شده بود و يكي از پيشرفته‌ترين شبكه‌هاي ارتباطي آمريكا نيز در اين معركه حضور داشت، از طريق اين سامانه بعد از شناسايي هر شبكه، خود به خود شبكه جديدي ايجاد مي‌شد و ادامه ارتباط را ميسر مي كرد.
بيش از 10 اتاق عمليات شامل بخش‌هاي رسانه‌اي، نظامي، ارتباطاتي، شايعه پراكني، جنگ الكترونيك تشكيل شده بود كه در بيروت، اردن، دوحه و چند كشور اروپايي در اين عمليات شركت داشتند و تعدادي از آنها در داخل تل‌آويو و برخي نيز در داخل كشتي‌ها در دريا مستقر شده بود.
در يكي از مراحل عمليات يكي از كليدهاي امنيتي، ناگهاني از سوريه به امارات رفت. وي به جاي فرماندهي عمليات، باعث قطع ارتباط ميان برخي از اين كليدهاي اساسي شد، در پي اين خلأ بر اساس طرحي كه براي انفجار در خطوط نفت شهر بانياس و پالايشگاه و نيروگاه حرارتي آن طراحي شده بود؛ نيروهاي امنيتي و الكترونيكي سوريه موفق شدن تا ارتباطات ميان يك كشتي آلماني و افراد محلي كه براي اجراي اين عمليات انتخاب شده بودند را شناسايي كرده و با وارد شدن در خطوط تماس، افراد اجرايي را به كمين‌گاه نيروهاي اطلاعاتي خود ببرند.
يك روز بعد از دستگيري اين عده كه يك افسر ارشد اردني و يك افسر جاسوسي اماراتي و يك منبع عالي رتبه موساد و تعدادي مشاور اسرائيلي در ميان آنها بودند، تلويزيون سوريه اعترافات يكي از اين افراد را منتشر كرد که خود را "وزير دفاع امارت مستقل بانياس" به حساب مي‌آورد.
آمريكايي‌ها با درك خطر دستور توقف عليات و خروج از سوريه را صادر كردند، اما در اين زمان ارتباط سازمان جاسوسي آمريكا با تمام كليدهاي امنيتي خود در سوريه قطع شد و از سوي سازمان اطلاعات سوريه اين پيام براي آمريكا مخابره شد كه عمليات تمام شده است. سوري ها در ادامه به تحليل اطلاعات موجود دست زدند كه باعث لو رفتن 30 جاسوس آمريكا در ايران شد، بعد از آن كلينتون لحن خود را در قبال سوريه تغيير داده و گفت كه بشار اسد اصلاحاتي را انجام داده كه رئيس جمهور ديگري انجام نداده است. در همين راستا مذاكرات با سوريه نيز آغاز شد.
البته در زماني كه آمريكايي‌ها با ايجاد درگيري و تظاهرات در حمص فكر مي‌كردند كه يك سامانه ارتباط آنها در اين شهر در امنيت قرار دارد و نيروهاي امنيتي سوريه به درگيري‌ها مشغول هستند، عناصر امنيتي دمشق، در مكاني ديگر موفق شدند آخرين سامانه ارتباط آمريكا را نيز در اين شهر شناسايي كرده و در آنجا تعدادي از سعودي‌هاي حاضر در اين عمليات را نيز بازداشت كنند.
بر اساس اعترافات اين منبع امنيتي تنها چهار نفر در اين عمليات موفق به فرار شدند كه يكي از آنها به لبنان رفت و فرد ديگري از كليدهاي امنيتي نيز به امارات فرار كرد. در پي اين حادثه، آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها اذعان كردند كه آنچه در سوريه روي داد، مصيبت اطلاعاتي ديگري بود كه دامنگير آنها شد.
اکنون، دامنه اين رسوايي براي آمريکايي ها به قدري گسترده شده که از ترس درز اين سامانه و شبکه پيشرفته جاسوسي و افتادن آن به دست چين و روسيه و طبعاً ايران، دست به دامن "تهديد به جنگ عليه سوريه" شده است و بايد منتظر ماند و ديد آيا آمريکا جرأت عملياتي کردن اين تهديد را دارد.

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید...!

سرویس بین الملل ـ زمانی نیمایوشیج شاعر معاصر ایرانی، درد بی دردی انسان ها در برابر همنوعانشان را این گونه فریاد زد که: آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر انگار در آب دارد می سپارد جان، آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید...

به گزارش «تابناک»، نیما از بهترین تمثیل برای بی تفاوتی انسان ها نسبت به سرنوشت همنوعان خود استفاده کرد؛ بی تفاوتی نسبت به غرق شدن در دریا و چه التماس و ضجه ای دردناکتر از التماس یک انسان پیدا می شود، آن هم هنگامی که در حال غرق شدن و دم و بازدم آخرین نشئه زندگی است.

بنا بر این گزارش، امروز اما صدها هزار تن در کشوری به نام سومالی در حال غرق شدن در درون امواج سهمگین فقر هستند و فقر و گرسنگی چنان بر اندام نحیف این فرزندان بشر می کوبد که گویی، دشمنی دیرین با ساکنین نحیف کره خاکی دارد و یا انتقامی خانمان برانداز از کسانی می گیرد که گوشت و استخوان یا پوست و استخوانشان دیگر طاقت کوچکترین تازیانه فقر را هم ندارد.

فقر و فلاکت در میان مردمان رنجور سومالی ـ کشوری که اتفاقا آمریکایی ها در آن رفت و آمد زیادی دارند! ـ به اندازه ای است که هر آنچه اکنون در عالم سیاست و اقتصاد و اجتماع، دولت، ملت و منافع و اتحاد و ائتلاف هست، در برابر آن رنگ می بازد و فقر بلایی بر سر این مردم آورده است که هر کس در هر گوشه ای از این کره خاکی، کمکی ولو به اندازه درمی به آنان بکند، شادی خلق و خالق را در پی خواهد شد.

بر پایه این گزارش، هرچند تاکنون رهبر انقلاب و برخی مراجع معظم تقلید ایران اسلامی کمک هایی به این کشور کرده اند، بیش از اصل خود این کمک ها، ذغدغه ای است که باید با الهام از چنین کمک هایی در سراسر جهان به وجود آید، که این مسأله ای متعلق به همه بشریت است، که گروهی از هم نوعانشان برای نداشتن نان و آب و نفس، پوست و استخوانشان نقش بر زمین تفتیده آفریقا له له می زند، که... .

در همین حال، «آنتونيو گوترا»، رئيس كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل پس از بازديد از بزرگترين اردوگاه پناهندگان جهان در داداب در كنيا ـ همسايه جنوبي سومالي ـ آشکارا اعلام كرد: بدترين فاجعه انساني جهان در سومالي روي داده است. هرچند سايه شوم قطحي و خشكسالي بي‌سابقه در شصت سال اخير، كشورهاي اتيوپي و كنيا و بخش‌هايي از اوگاندا و جيبوتي را نيز فرا گرفته، وضعيت سومالي وخيم‌تر از آن است كه پنداشته شود. سازمان‌هاي جهانی براي تأمين غذاي ضروري چهار ميليون انسان در معرض خطر به حدود نيم ميليارد دلار كمك مالي نياز دارند.

گزارش‌هاي يونيسف نیز حكايت از اين دارد كه عمق فاجعه در سومالی به اندازه ای است كه پدران و مادران سوماليايي، براي دستيابي به آب و غذا مجبور مي‌شوند، كودكان خود را كنار خيابان‌ها و جاده‌ها رها كرده و به امید به دست آوردن لقمه ای نان، به اردوگاه‌هاي معدود توزيع غذا هجوم ببرند.

براي آگاهی كساني كه چنين وضعيتي در يك گوشه برايشان عجيب مي‌نمايد، بايد گفت هم اکنون سومالي، تنها كشوري است كه از سال 1991 دولت ندارد. در واقع، پس از سرنگوني «زيادباره» ديكتاتور هشتاد ساله سومالي در سال 1991، شورشيان به جان يكديگر و مردم سومالي افتاده و سومالي را به سرزمين وحشت تبديل كردند. سازمان‌هاي بين‌المللي كه سومالي عضو آنهاست، يعني سازمان ملل، سازمان وحدت آفريقا، اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي در اين بیست سال به ويژه در دو سال اخير، نتوانسته‌اند کار موثري براي نجات و کمک به مردم اين كشور انجام دهند و صلح و امنيت و غذا همچنان روياي دست‌نيافتني مردم مسلمان سومالي است و 38 هزار سرباز خارجي مستقر در سومالي که بیشترشان امریکایی هستند نيز نتوانسته جهنم سومالي را تحمل‌كردني كنند.

هرچند متوسط طول عمر انسان ها در سومالي، نزدیک 45 سال است و 35 درصد كودكان در اين كشور در آغاز تولد يا پیش از پنج سالگي تلف مي‌شوند، اما با وقايع اخير اين احتمال وجود دارد، متوسط عمر مردم سومالي باز هم كاهش يابد.

در این میان، پرسش اینجاست که چرا تلف شدن صدها هزار انسان در سومالی به گوش کسی نمی رسد، اما مثلا کشته شدن کمتر از صد نفر در نروژ، ـ هر چند بسیار تلخ ـ روزها تیتر اصلی همه رسانه های خبری از جمله ایران می شود؟ یا مثلا بحران های گوناگون کشورهای اروپایی، ماه ها رسانه ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد، ولی مردم مستضعف سومالی همچنان می میرند و می میرند و حتی مسلمانانی که در دورترین نقاط جهان به استقبال رمضان «کریم» رفته اند، ظاهرا کرامت و بخشش را فراموش کرده اند!

گفتنی است، جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و نیز کمیته امداد حضرت امام خمینی(ره)، با اعلام شماره حساب هایی و نیز از طریق میعادگاه های نماز جمعه، به جمع آوری کمک های انسان دوستانه مردم نوع دوست کشورمان اقدام کرده اند... .

نقدی بر سریال ساختمان پزشکان - رابطه ساختمان پزشکان با سبک زندگی اسلامی!

آذر ماه سال 89 در یادداشتی با نام«خوش‎نشینی بدزبانی و احترام‌شکنی در رسانه ملی» همزمان با پخش مجموعه تلویزیونی «خوش‎نشین‌ها» به انتظارات رهبر انقلاب اسلامی که ضمن تمدید حکم ریاست مهندس ضرغامی بر سازمان صدا و سیما تأکید فرموده بودند اشاره کردم.
 


در یکی از قسمت‎های پخش شده اخیر مجموعه ساختمان پزشکان که به جشن تولد نازنین ــ همسر دکتر افشار ـ اختصاص داشت، دو نکته به چشم آمد که کاملاً در تضاد با سبک زندگی اسلامی بود.


از عشوه‎های منشی مطب ساختمان پزشکان ـ خانم شیرزاد ـ و حرکات وی که در مواردی به نازکی یک تار مو با رقص فاصله دارد و به ویزه ناز و غمزه‎هایی که در تضاد با دستور خداوند متعال بوده و در نقطه مقابل آیه 32 سوره مبارکه احزاب است که بگذریم، نخست مناسب است ترسیمی از جلسه جشن تولد نازنین در قسمت مورد نظرمان که از این مجموعه پخش شده داشته باشیم:
...

البته این مسأله منحصر به این مجموعه تلویزیونی هم نیست و چنین غفلتی در سایر مجموعه‎ها هم غالباً به چشم می‏آید؛ امری که در سینما و به نحو تأمل برانگیزی در عرصه تئاتر رنگ و بوی سکولار هم به خود گرفته است.

در بسیاری از مجموعه‎های تلویزیونی می‎بینیم که لباس زن در منزل با زمانی که به کوچه می‎رود و از در منزل برای بدرقه فرزند یا همسرش بیرون می‎رود، تفاوتی نمی‎کند و نمونه‏هایی دیگر از این دست که یکی از این مصادیق را آبان ماه 1388 در یادداشتی با نام «تأملات دهگانه بر شمس العماره» به مناسبت پخش مجموعه تلویزیونی «شمس العماره» یادآور شدم.
ادامه نوشته

سفارت انگلیس: ایران حتی حق غنی سازی صلح آمیز اورانیوم هم ندارد!

سرویس سیاست خارجی ـ سایت انگلیسی سفارت انگلستان در تهران، با درج مطلبی با نام «ده افسانه درباره ایران و موضوع هسته ای ایران» تأکید کرده که ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم حتی برای مقاصد صلح آمیز را ندارد و باید غنی سازی را تعلیق کند!

به گزارش «تابناک»، در این مطلب که به صورت ده ابهام یا ده افسانه و طرح پرسش و پاسخ طرح شده، آمده است: بر پایه قطعنامه سازمان ملل متحد، هم اکنون ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم را ندارد.

بنا بر این گزارش، سایت سفارتخانه انگلستان، درباره برخورد دوگانه با پرونده هسته ای رژیم صهیونیستی هم این گونه پاسخ داده است که: انگلستان به دنبال خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای است و از مقامات این رژیم هم خواسته اند به معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای بپیوندند که آنان از ترس خطر ایران هسته ای به این معاهده نپیوسته اند!

این در حالی است که اگر ایران به دنبال سلاح هسته ای حرکت کند، دیگر کشورهای منطقه نیز به دنبال سلاح هسته ای خواهند رفت و سرانجام فرایند صلح خاورمیانه به خطر خواهد افتاد!

در ادامه این مطلب همچنین آمده است: این آژانس بوده که پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد داده و همه مسائل بنا بر قانون آژانس انجام شده و انگلستان و دیگر کشورها، هیچ نقشی در این زمینه نداشته اند.

همچنین درباره نظر انگلستان درباره تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران آمده است: انگلستان به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، بلکه به دنبال تغییر رفتار ایرانیان است که همه جامعه جهانی، خواهان این تغییر رفتارند.

در مورد حمله نظامی به ایران هم گفته است: هرچند انگلستان به دنبال حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران است، با وجود این، همه گزینه ها و از جمله حمله نظامی را روی میز و به عنوان یک گزینه نگه داشته اند.
 
این مطلب همچنین افزوده است: ایران پروتکل الحاقی را هم امضا کرده، ولی هیچ گاه آن را اجرا نکرده و از تعهدات خود در آژانس بین المللی انرژی اتمی شانه خالی کرده است!

نیز درباره تلاش کشورهای اروپایی و انگلستان برای وقفه در مذاکرات هسته ای نیز آمده است: این گونه نیست و کشورهایی اروپایی، گفت وگوی همراه با فشار را درباره ایران اجرا می کنند و مهمترین نشانه این هم این مسأله است که انگلستان روابط خوبی با ایران دارد و در این مدت، روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع نکرده است!

با این حال، گویا برای روشن شدن اذهان مسئولان سفارت انگلستان در ایران، باید نکاتی را به آنان گوشزد کرد:

نخست اینکه: سایت سفارت انگلستان در تهران نوشته است: ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم ندارد، مستند به قطعنامه ای است که به صورت سیاسی و به دور از مسائل فنی و حقوقی تنظیم شده و ایران هیچ گاه این قطعنامه ها را نپذیرفته است؛ افزون بر اینکه اتفاقا پرونده ایران نه توسط آژانس که توسط آمریکا، انگلستان و فرانسه به شورای امنیت برده شد و شاهد این مدعا هم تلاش های این سه کشور در بیرون از آژانس برای حواله دادن پرونده هسته ای کشورمان و تهدیدهای آنان در این زمینه و همچنین مصاحبه های محمد البرادعی، مدیر کل وقت آژانس و انتقاد از این تصمیم هستند.

دوم آنکه: نپیوستن رژیم صهیونیستی به «ان.پی.تی»، به دلیل ترس از ایران هسته ای است. به فرض اینکه این سخن درست باشد، مگر ایران از همان آغاز پیروزی انقلاب دنبال سلاح هسته ای بوده که این رژیم سلاح های هسته ای تولید کرده و به آژانس هم نپیوسته است؟!
مگر کشور یا ماهیتی که دارای سلاح هسته ای است و دیگران را هم تهدید به استفاده از زور کرده، با کشوری که عضو آژانس است، سلاح هسته ای تولید نکرده و کسی را هم تهدید به استفاده از روز نکرده، با هم یکسان هستند؟

سوم: سایت سفارت انگلستان در تهران آورده است، همه جامعه بین اللملی خواهان تغییر رفتار تهران هستند و می شود یک بار برای همیشه، مسئولان این کشور جامعه بین المللی را تعریف کنند تا ملاک سنجش سخنان آنان مشخص شود.

چهارم: اینکه ایران در موافقت نامه سعدآباد در قبال دریافت مشوق هایی، تعهد خود برای تصویب پروتکل الحاقی را پذیرفت، ولی پروتکل الحاقی بعدها به دلیل ارایه نکردن مشوق ها و تعهدات غربی ها در مجلس طرح نشد، مسئولان این سفارتخانه نگفته اند که با وجود تصریح به تعلیق غنی سازی موقت اورانیوم آن هم به صورت داوطلبانه از سوی ایران چرا آنان از ایران بعدها خواستند که همیشه غنی سازی را متوقف کند.

ريشه‌يابي تاريخي شعار مرگ بر انگليس(1)


و پنجم: اینکه سایت سفارت انگلستان گفته که یکی از نشانه روابط خوب انگلستان با ایران این است که آنان روابط خود با ایران را قطع نکرده اند، در حالی که این طرف ایرانی بوده که با وجود تذکرات مداوم به انگلستان به دلیل اهانت های همیشگی به ایران و شهروندان ایرانی، همواره حسن نیت خود را ثابت کرده، وگرنه کسی در سیاست بازی انگلیسی ها شکی ندارد.

و در پایان، ای کاش دستگاه دیپلماسی کشور، یک بار برای همیشه، تکلیف خود را با این رفتارهای موهن و متکبرانه انگلیس مشخص می کرد و... .

رسوایی جنسی مجدد در صدای آمریکا!! در این شبکه تلویزیونی چه می گذرد خائنان وطن به جان هم افتادند

پس از خبر فاش شدن خبر تجاوز مهدی فلاحتی مجری شبکه صدای آمریکا به" ا _ س"، مادر یکی از مجریان زن این شبکه به نام "ن_م" نیز پرده ای دیگر از وضعیت نابهنجار این شبکه دولتی برداشت تا ماهیت پشت پرده رسانه وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا بیش از گذشته زیر سئوال رود.

به گزارش جام نیوز، سایت آمریکائی دالاس نیوز در تاریخ22ژولای(31تیر) به نقل از مادر "ن_م" یکی از مجریان شبکه دولتی صدای آمریکا فاش کرد که جمشید چالنگی یکی دیگر از مجریان با نفوذ این شبکه ،روزنامه نگاران زن شاغل در صدای آمریکا از جمله خانم"ن_م" را مجبور میکند که در ازای ارتقای شغلی با وی رابطه جنسی برقرار کنند!
این گزارش می افزاید که والدین "ن_م" نیز اخیرا به منظور تلاش برای خروج دخترشان از بخش فارسی صدای آمریکا ،به ایالات متحده سفر کرده اند.

عاشقانه های یك خلبان با همسرش شهید دوران جزو مردان خدایی بود از دل همین مردم ایران زمین

عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شكاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شكاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یك صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

به گزارش مشرق؛ دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلكه «الامیه» و «البكر» را غرق كرد و در عملیات فتح*المبین نیز حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 برای انجام مأموریت حاضر شد و هدف موردنظر او ناامن كردن بغداد از انجام كنفرانس سران كشورهای غیرمتعهد بغداد بود.

اما هنگام عملیات اصابت موشك عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران به طرف پالایشگاه الدوره پرواز كرد و تمام بمب ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می سوخت.

كاظمیان، همراهش با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالك غیرمتعهد پرواز كرد. او در آخرین لحظات با یك عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل كوبید.

سردار دلاور ایران اسلامی در روز سی ام تیر سال 1361 به شهادت رسید.

سرانجام بعد از بیست سال تنها قطعه ای از استخوان پا به همراه تكه ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاك سپردند.




روحمان با یادش شاد

آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند اولین نامه ای است كه شهید عباس دوران برای همسرش در روزهای جنگ تحمیلی نوشته است.

خاتون من ، مهناز خانم گلم سلام

بگو كه خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه كرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد.

نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر. مهناز به جان تو كسی اینجا نیست همه زن و بچه ها یشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و ...

علی هم (سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی ) امروز و فرداست كه پروانه خانم و بچه ها را بیاورد شیراز دیشب یك سر رفتم آن جا . علیرضا برای ماموریت رفته بود همدان از آنجا تلفن زد من تازه از ماموریت برگشته بودم می خواستم برای خودم چای بریزم كه گفتند تلفن . علی گفت : مهرزاد مریضه پروانه دست تنهاست . قول گرفت كه سر بزنم گفت : نری خونه مثل نعش بیفتی بعد بگی یادم رفت و از خستگی خوابم رفت ، می دانی این زن و شوهر چه لیلی و مجنونی هستند.

پروانه طفلك از قبل هم لاغر تر شده مهرزاد كوچولو هم سرخك گرفته و پشت سرش هم اوریون پروانه خانم معلوم بود یك دل سیر گریه كرده . به علی زنگ زدم و گفتم علی فكر كنم پروانه خانم مریضی مهرزاد را بهانه كرده و حسابی برات گریه كرده است . علی خندید و گفت : حسود چشم نداری توی این دنیا یكی لیلی من باشه؟

دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه باد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یكی از بچه ها بود.

اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یكی دو روز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم .
خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه های گردان یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.

مهناز مواظب خودت باش این حرفها را نزدم كه ناراحت بشی بالاخره جنگ است و وضعیت مملكت غیر عادی. نمی شود توقع داشت چون یك سال است ازدواج كردیم و یا چون ما همدیگر را خیلی دوست داریم جنگ و مردم و كشور را رها كرد و آمد نشست توی خانه . از جیب این مردم برای درس خواندن امثال من خرج شده است پیش از جنگ زندگی راحتی داشتیم و به قدر خودمان خوشی كردیم و خوش بخت بودیم به قول بعضی از بچه های گردان خوب خوردیم و خوابیدیم الان زمان جبران است اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاكمان می آید . بگذریم

از بابت شیراز خیالت راحت آن جا امن است كوه های بلند اطرافش را احاطه كرده و اجازه نمی دهد هواپیماهای دشمن خدای ناكرده آنجا را بزنند . درباره خودم هم شاید باورت نشه اما تا بحال هر ماموریتی انجام دادم سر زن و بچه های مردم بمب نریختم اگر كسی را هم دیدم دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم .

لابد خیلی تعجب كردی كه توی همین مدت كوتاه چطور شوهر ساكت و كم حرفت به یك آدم پر حرف تبدیل شده خودم هم نمی دانم به همه سلام برسان به خانه ما زیاد سر بزن مادرم تورا كه می بیند انگار من را دیده .

سعی می كنم برای شیراز ماموریتی دست و پا كنم و بیایم تو راهم ببینم همه چیز زود درست می شود دوستت دارم خیلی زیاد .

مواظب خودت باش
همسرت عباس - مهر ماه 1359

درسی برای نوجوانان مدعی عقل و سن، سیگار آفت است چقدر سعی در رفع مشکل فردی و اجتماعی شده؟







سوت و کف برای ترور سرباز ایرانی؟! پژاک رویای کودکانه جانی هایی بزرگ خطری با پشتیبانی غرب

بولتن نیوز نوشت:

روزگار غریبی است ... انگار کسی حمیت و غیرت وطن ندارد ..." سوت و کف های سرمستانه ای که عده ای برای کشته شدن سربازان ایرانی کشیدند و انتظار بی تابانه شان برای اینکه بارزانی در برابر ایران واکنش نظامی نشان دهند، بیش از هر چیز نشان داد که اینان تنها در پس عناوین روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و ... پناه گرفته اند و در نهایت تجزیه طلبانی هستند حامی گروه های تروریستی مثل پژاک که به دنبال تجزیه ایران از هر طریق ممکن هستند".

آری سخنی به حق گفت. در همین چند روز بود که ناگهان حمله پر فریب و رمالی شروع شد... اول بيانیە جمعی از زنان کرد در محکوميت جنگ افروزی های جمهوری اسلامی ايران، بعد نامه سرگشاده ۳۰۰ فعال مدنی و سیاسی خطاب به افکار عمومی پیرامون حمله‌ی نظامی جمهوری اسلامی ایران به کردستان عراق... ناگهان همه در پشت یک فرقه تروریست قاچاقچی مواد مخدر، پنهان شدند، در و دیوار را با های های کردن ، پر کردند! ... نوشتند که تجاوز سپاه به خاک کردستان عراق محکوم است ، اما کسی نپرسید ترور سرباز ایرانی چه ؟

کردها مردمانی سخت کوش ، مبارز، آزادی طلب و صبورند. مرزبانانی که سال ها در سیه روزی و حرمان و فقر زیسته اند و شاید همگان بر این اعتراف اند که این جامعه پر استقامت و صبور ، از قدیمی ترین ایرانیان اند و صاحب خانه این مرز و بوم و تاریخ مبارزات آنان علیه استبداد و ظلم هم در لابلای اکثر کتاب های تاریخ، مکتوب یا مکتوم مانده. کُردها امید به آینده و زیستن آزاد و آرام دارند و نان شرافت خورده اند... اما در کردستان، تروریست و آدمکش نبوده، هرچند خود بزرگ ترین قربانی ترور بوده است... اما امروز، مرضی خطرناک تر از سرطان در این دیار شیوع یافته که البته وقایع و واقعیت ها را گفتیم و نوشتیم... هرچند گروهی مدعی آزادی بیان در سایت شان، خود نوشتند و خود سانسور کردند و خودنویس سیاه بر حقایق کشیدند که مبادا دوستان قلم به دست شان، برنجند!

آنچه را گفتیم ، فرقه پژاک به زبانی فراتر از توهین و اتهام و جنجال و تهدید به مرگ، پاسخ منطقی نداشت که جامعه ایرانی بخواند و بداند؛ با صدای بلند در صدای آمریکا گفتم که این رجاله های خونخوار کیستند ؛ ناگهان سایت صدای آمریکا مملو از فحش شد، توهین ها و ناسزاهای عجیب اما تکراری و مشابه، سایت ها از اهانت و تهمت پر شد ، بعد قدم رنجه فرمودند سازمان دستور داد که به زبان های کردی و فارسی و ترکی و ... برنامه ای ویدئویی بسازند و بعد در کانال تلویزیونی نوروز و ... ساعت ها کارشناسان کرد ترکیه و خواهان کردستان بزرگ و مقلد اوجالان، تحلیل ها فرمودند و عاقبت کار، در نشریه فرقه ای شان، حکم مرگ نوشتند ! .... که البته دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم ! اما شک ندارم که جامعه ایران و جوان ایرانی، با هر قوم و گروهی ، این فرقه را نخواهد پذیرفت.

در کنار سایت ها و وبلاگ های روشنگرانه ضد پژاک ؛ بنا به وظیفه و نداری درونی ام ، بارها نوشته و گفته ام که فرقه پژاک ، از 1384 تا امروز، نه تنها برای کرد و کردستان، مفید و مثمر ثمر نبوده است بلکه کاملا کردستیز و عامل تخریب زیستن و حیات آرام و آزاد در کردستان بوده است . برخلاف ادعاهای توهم آلود و احساسی ، وقتی اسم پژاک مطرح می شود کلمات و عبارات " ترور، بمب، اعدام، چپاول، انفجار و..." در ذهن تداعی می شود. تحت عنوان جعلی "حرکت آزادیخواهی کرد"، حیات و زیستن را در کردستان نشانه رفته است. هرجا سخن از ترور و کشتار است، نام پژاک می درخشد، و هرجا سخن از اغتشاش و آشوب و ترور باشد حتما پاي اين فرقه درميان است . گفتم که واژه پژاک - مخفف پارتیا ژیانا ئازادا کوردستانی ( حزب حیات آزاد کردستان ) – اسمی بی معنا است.

فرقه پژاك هميشه تلاش دارد تا خود را چهره‌يي معصوم ، مظلوم، محقر، آرام و دموكراتيك معرفي نمايد، ولي رفتارو كردار اين فرقه فرزندخوانده‌ي پ.ك.ك بيشتر نشانگر تروريست بودن آن است تا دموكراتيك بودن. به هیچ عنوان ارزشی برای آزادی و حقوق بشر قائل نیست . فرقه ای که جز - فریب دختران و زنان ، وادار کردن مردم به همکاری، آنهم به زبان گلوله و تهدید ؛ به گلوله بستن بی گناهان و گزارش امنیتی به حکومت دادن، ممنوعیت ازدواج و سو استفاده از دختران بی سواد و روستایی ، تظاهر به عدالت و برابری ، ترور منتقد و متعرض ، حامی هميشگی اغتشاشات و آشوب ها و ترورها. استفاده ابزاری از کودکان، ترانزیت و قاچاق مواد مخدر ، رجز خوانی ، شانتاژ ، عقده گشایی در سایت ها و وبلاگ ها – به هیچ هنری آراسته نیست !

انگار باید کر و لال بود و در برابر خودکامگی اوجالان، رهبر تحمیلی و خودخوانده ، تکریم و ستایش و کرنش کرد، توهم و دروغ آنان را درباره زندانی سیاسی کُرد را باور کرد ، در ساختن کمپین های امضا " دفاع از حقوق زندانیان سیاسی " و مخالفت با " سرکوب اوپوزیسیون " شرکت جست و امضا کرد، و اگر تاملی کرد و جستجویی، اتهام ها سرازیر می شود اما کسی نمی داند کجای این گیتی پهناور کسی را در حین عملیات تروریستی مسلحانه دستگیر می کنند و بعد او را به القاب " روزنامه نگار، فعال حقوق بشر، فعال زنان و ... " بی گناه مزین می فرمایند ؟ جوان های بی سواد و ساده لوح فاقد سواد الفبای سیاست را زندانی سیاسی بنامند ؟

فریب افکار عمومی با شهید سازی در فرقه پژاك ، هم خوره ای است که به جان جوانان كرد ایرانی افتاده، هيچ ابايي هم از دروغ گفتن و وقاحت ندارد. با اوج بزرگنمايي و بازی با احساسات مردم، شخص را قهرمان و بُتي می سازد و به مردم تحميل مي‌كند كه پرستش كنند. در سایت های اینترنتی، مرثیه ها نوشته می شود... که مغز جوانان كٌرد را شستشو دهند و جذب كنند. انگار هرچه تعداد "شهيد" بيشتر باشد به همان اندازه در ميان ملت محبوب قلوب می شود و پایگاه قوي براي سياست در جامعه پيدا مي‌كند و جایگاهی در میان سازمان های حقوق بشری.

نباید پرسید که از اين خون ريختن‌ها چه كسي سود مي‌برد؟ آيا كُردها بهره‌مند مي‌شود؟ مردم ایران ؟ فایده موج سازی و مرثیه های احساسی و غیرواقعی، چیست ؟ براستی چه کسی برنده و ذینفع این اعدام بود؟ ... جز پژاک، هیچ کس !

روزگاری که به دستور اداره امنیت سوریه اوجالان، 11000 جوان کرد سوریه را گوشت دم توپ کرد تا علیه ترکیه بجنگد، این همه فعال حقوق بشر کجا بودند ؟ بعدها اوجالان به کردهای عراق آتش گشود و صدها کرد را به خاک و خون کشید، و بعدها کردهای عراق پرسیدند: اوجالان که سالها با جمهوری اسلامی همکاری کرد، کمک سازمان امنیت سوریه بود و علیه صدام حسین گلوله ای شلیک نکرد، چگونه می تواند مدعی 4 کردستان باشد ؟ پس من کرد ایرانی هم حق دارم بپرسم که چرا باید دنبال و پیرو اوجالان باشم ؟ یعنی در ایران من قطع الرجال است که جان عزیز را فدای عبدالرحمن حاج احمدی مداح اوجالان و این فرقه ای منزوی و بی ماهیت و سردرگم کنم ؟ جامعه کردها، آنقدر متوهم، ناآگاه و نازل عقل شده اند که اين حرف‌هاي بي‌اساس و دروغ را باور كنند؟

اما باید گفت ، جامعه کردهای شریف و نجیب، ملتی هشیار و آگاه و بیدارند و به جای احساساتی بودن، واقع بین هستند. در خاورميانه ، تفکر غالب بر جامعه با ترور و تروريسم هم‌پيمان نمی شوند. مردم انسان دوست و اهل زیبایی و زندگی كُرد و ايراني، ملتي با هزاران سال تاريخ شرافت و كرامت، اجازه نفوذ ترور در زندگيشان را نخواهند داد. کرد ها خاطرات تلخی از جنگها ونا آرامی ها و ظلم ها دارند. از روز نخست تا امروز، مردم کرد را با مصیبت ها و مشکلات فراوانی روبرو بوده

فرقه پژاک - که با ترور و خشونت شکل گرفت، همواره می خواهد خود را با تبلیغات و پرخاش در برابر نقدها، تبرئه شود و با ادعا، خود را تشکیلاتی با اهداف سیاسی در راستای تحقق خواسته های کرد قلمداد کند، یکه تاز میدان مسائل کردی است و خود را نماینده کردها می داند، آیا چنین است ؟ ...

این فرقه و باند راهزنان در چند عملیات تروریستی، ده ها سرباز و غیر نظامی کرد را در مناطق کردنشین ایران هدف قرار داد و تمام انسان های آزاده و رسانه های مختلف این حرکت را ترور وحشیانه را محکوم کردند که با این گونه رفتارهای غیرانسانی به چهره مردم کرد لطمه وارد می سازد و هیچ وقت نماینده مردم کرد نیست بلکه پژاک تهدید بزرگی علیه کردها است این فرقه مدارس ساخت دولت در مناطق کردنشین را تخریب می کرند و معلمان را کشتند تا نشانه ای از حضور دولت در منطقه نباشد . با اسلحه و بمب و ترور، کدام خواسته را می توان محقق کرد ؟

پژاك به غده ای سرطاني براي مردم ایران و كردستان تبديل شده و با سلب امنيت از مناطق كردنشين زمينه حضور هر گونه سرمايه گذاري در كردستان را از بين برده و ارمغانی جز بدبختی و نکبت برای کرد و ایرانی نداشته اند، و مجموعه عواملی که باعث شده است این فرقه نتوانند افکار عمومی کرد و ایرانی و جهان را به خو جلب کنند و روز به روز منزوی تر شوند به چند دلیل است : عدم داشتن.تعریف مشخصی از مسئله کرد ، حمایت مستقیم خارجی از این فرقه ، احساسی بودن رفتار و گفتار اعضا و رهبران آن، بیسوادی اعضای آن ، عدم سازگاری تحلیل آنها با واقعیت های جامعه کردستان ، جاه طلبی و مقام طلبی ، فضای دیکتاتوری درون گروهی و... حال، صبح تا شام هم این فرقه مارکسیست-لنینیست ، بگوید که برای حقوق مردم کرد مبارزه می کند ! اما میزان سطح آگاهی جامعه کردستان عملا از این فرقه و گروه ها بسیار بالاتر است..

مردم کرد، هویت و تاریخ و زبان شان در میان ایرانیان ، قابل احترام است و با پژاک و پ ک ک ، معرفی نمی شود. کردها در حرکت اجتماعی و سیاسی مردم ایران، همگام با جامعه راه خود را می روند – حتی اگر این قافله ایرانی ها تا به روز حشر، لنگ باشد – اما دلیلی ندارد که – به خاطر خوش آیند و یا موضع گیری کسی و حکومتی و حزبی و ... – چشم بر واقعیت ها ببندیم ، و در این چند روز، دست زدن، سوت زدن و هورا کشیدن سرمستانه از عده ای متوهم – که خود را روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و ... می نامند - برای کشته شدن سربازان ایرانی – فارغ از نوع حکومت و دولت، شاهنشاهی یا اسلامی - خود جای تامل دارد