آذر ماه سال 89 در یادداشتی با نام«خوش‎نشینی بدزبانی و احترام‌شکنی در رسانه ملی» همزمان با پخش مجموعه تلویزیونی «خوش‎نشین‌ها» به انتظارات رهبر انقلاب اسلامی که ضمن تمدید حکم ریاست مهندس ضرغامی بر سازمان صدا و سیما تأکید فرموده بودند اشاره کردم.

ایشان در آن حکم بر لزوم تلاش برای نزدیک‎ کردن و رساندن صدا و سیما به طراز رسانه‎ای که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد، تأکید فرموده بودند.

تصور بیشتر ما این است که برای مذهبی کردن و امتزاج اسلام و اصول دین با رسانه تنها باید میزگردی تشکیل دهیم و از چند کارشناس مذهبی دعوت کرده و به مردم توصیه‎هایی کنیم؛ هر چند که گاهی در همین راه نیز اشتباهات و بدسلیقگی‎هایی به چشم می‎آید که پرداختن به آنها و آسیب‎شناسی این مسأله مجال دیگری می‎طلبد.

 


حال زمانی که پای مجموعه‎های طنز به میان می‏آید، ظاهراً بیش از دیگر مواقع نوعی اباحه‎گری یا تساهل و تسامح، گریبان برنامه‎سازان و مدیران را می‎گیرد و شاید با این منطق ماکیاولی که هدف وسیله را توجیه می‎کند، برای سرگرم کردن و خنداندن مردم متوسل به وسیله‎هایی می‎شوند که با سبک زندگی اسلامی و دستورهای صریح خداوند متعال در قرآن کریم در تضاد است و بعضاً همان توصیه‎هایی که کارشناسان مذهبی در سایر برنامه‎های صدا و سیما به مردم داشته‎اند، هم نادیده گرفته می‎شود!

در این زمینه و در این یادداشت، تنها به دو نمونه که مشتی است نشانه خروار اشاره می‎کنم:

در یکی از قسمت‎های پخش شده اخیر مجموعه ساختمان پزشکان که به جشن تولد نازنین ــ همسر دکتر افشار ـ اختصاص داشت، دو نکته به چشم آمد که کاملاً در تضاد با سبک زندگی اسلامی بود.


از عشوه‎های منشی مطب ساختمان پزشکان ـ خانم شیرزاد ـ و حرکات وی که در مواردی به نازکی یک تار مو با رقص فاصله دارد و به ویزه ناز و غمزه‎هایی که در تضاد با دستور خداوند متعال بوده و در نقطه مقابل آیه 32 سوره مبارکه احزاب است که بگذریم، نخست مناسب است ترسیمی از جلسه جشن تولد نازنین در قسمت مورد نظرمان که از این مجموعه پخش شده داشته باشیم:

دکتر افشار و همسرش کنار هم نشسته‎اند. برادر دکتر افشار و دکتر ملکی ـ همکار دکتر افشار ـ و چند تن از پزشکان شاغل در ساختمان پزشکان دعوت شده‎اند و در منزل دکتر افشار حضور دارند. خانم شیرزاد و پدر و مادر دکتر افشار هم از دیگر حاضران هستند.

حالا وقت این است که نکته نخست نمایان شود. با نگاهی به این ترکیب، می‎توان به راحتی متوجه شد که شماری از حاضرین در این جلسه با نازنین نامحرم هستند. طبق معمول برخلاف سبک زندگی اسلامی، لباس شخصیت زن ـ نازنین ـ که میزبان این جلسه است، در زمانی که با همسرش در منزل تنها است، با زمانی که در این جلسه و همراه با چند نامحرم حضور یافته تفاوتی ندارد!

این دقیقاً همان نکته‎ای است که با توسل به منطق ماکیاولی هدف وسیله را توجیه می‎کند، مسئولان و برنامه‎سازان به راحتی از کنار آن می‎گذرند؛ غافل از آنکه نتیجه نهادینه شدن این نوع رفتار که پوشش یک زن در حریم خصوصی و عمومی تفاوتی ندارد، در طولانی مدت همانی می‎شود که امروز جامعه ما تنها در یک مورد از پیامدهای آن با معضل بدحجابی دست و پنجه نرم می‎کند و به آن مبتلا است.

البته این مسأله منحصر به این مجموعه تلویزیونی هم نیست و چنین غفلتی در سایر مجموعه‎ها هم غالباً به چشم می‏آید؛ امری که در سینما و به نحو تأمل برانگیزی در عرصه تئاتر رنگ و بوی سکولار هم به خود گرفته است.

در بسیاری از مجموعه‎های تلویزیونی می‎بینیم که لباس زن در منزل با زمانی که به کوچه می‎رود و از در منزل برای بدرقه فرزند یا همسرش بیرون می‎رود، تفاوتی نمی‎کند و نمونه‏هایی دیگر از این دست که یکی از این مصادیق را آبان ماه 1388 در یادداشتی با نام «تأملات دهگانه بر شمس العماره» به مناسبت پخش مجموعه تلویزیونی «شمس العماره» یادآور شدم.

و اما نکته دوم درباره رد و بدل شدن هدایا بین حاضرین در جلسه به نازنین است. اگر بپذیریم که بر اساس اصول مسلم روانشناسی و به نحو اولی بر طبق توصیه ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ به ویژه حضرت علی ـ علیه السلام ـ هدیه دادن سبب ایجاد محبت است آن وقت چگونه باید این نکته را توجیه نماییم که رسانه دین‎مدارمان جلسه‎ای را به تصویر بکشد که مردان نامحرم برای همسر یک فرد هدایایی می‎آورند و در حالی که مردی با همسرش در این جلسه حاضر شده، هدیه را مرد به همسر دکتر افشار تقدیم می‏کند؟!

آیا عرف جامعه ما می‎پذیرد که مردی نامحرم برای همسر فردی، یک شال یا روسری هدیه ببرد و بگوید من این شال را برای شما به عنوان هدیه گرفته‏ام و آن زن هم این شال یا روسری را به راحتی استفاده کند؟ چند درصد مردان در جامعه اسلامی چنین رفتاری را در قبال همسرشان می‏پسندند؟

نکته عجیب‎تر آنکه به بهانه طنز ـ و البته نه طنز بلکه تنها خنداندن! ـ به راحتی مردان نامحرم در این جلسه همسر یک فرد را دیوانه خطاب می‎کنند و مرد ـ دکتر افشار ـ این توهین‏ها را که با خریدن کتاب به عنوان هدیه با عنوان «یادداشت‎های یک دیوانه» تکمیل می‎شود، تنها می‎نگرد و انگار نه انگار که به همسرش توهین شده است! آیا عرف جامعه ما چنین است؟!

ممکن است، برخی با خواندن چند این نوشتار، با خود بگویند این مسائل در برابر مشکلات عدیده جامعه ما از حیث اقتصادی، اجتماعی و غیره ارزش پرداختن ندارد یا پرداختن به این گونه مسائل در دنیای امروز که زوایای مدرنیته در اسرع وقت رنگ می‎بازد و پست‎مدرنیسم جای آن را می‎گیرد و بلافاصله خود نیز کهنه می‎شود تا جای خود را به شیوه مدرن دیگری دهد، نشانه پس‎رفت و با پیشرفت در تضاد است.

این فکر همانی است که مبنای اباحه‏گری و تسامح و تساهل می‏شود و خروجی آن ساخت مجموعه‏ای است که در آن مجازیم به نام طنز و به کام خنده هر کاری بکنیم و بعد در همان رسانه ساعتی بعد در شبکه یک، یک کارشناس مذهبی نظیر حجت الاسلام شهاب مرادی یا سرکار خانم دکتر فرهمندپور بیاوریم و دور یک میز بنشانیم و در برنامه‏ای با نام «پارک ملت» از تغییر سبک زندگی در ایران به سوی سبک زندگی غربی و سکولار ابراز نگرانی کنیم؛ غافل از آنکه ساعتی پیش از شبکه دیگری ـ شبکه سه ـ با دست خودمان راه ترویج سبک زندگی غربی و غیردینی را ترویج کرده‎ایم!

امید که از ابزارهایمان برای ساخت مجموعه فاخر طنز یا دست کم در سطح استاندارد که صد البته نیل به آن بسیار سخت است به درستی استفاده کنیم.

 www.drlotfi.blogfa.com
mvet913@yahoo.com